الشيخ السبحاني (مترجم: محدثى)
40
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى)
ذكر كنيم . اين وضع مسلمانانى است كه دربارهء شيعه نوشتهاند . امّا خاورشناسانى كه طفيلى سر سفرهء مسلماناناند در بررسىهاى خود همين فرضيهء نادرست را پيروى كردهاند . نظر محقّقان دربارهء اين فرضيه 1 . داستانى را كه طبرى آورده است ، با چشم پوشى از ناشناختههايى كه در سند آن است ، به افسانه و خرافات شبيهتر است ؛ زيرا باور كردنى نيست كه يك يهودى در زمان خلافت عثمان از صنعاء بيايد و مسلمان شود و بزرگان صحابه و تابعين را بفريبد و همه جا بگردد و هستههاى ضدّ عثمان تشكيل دهد و آنان را به مدينه آورده و بر ضدّ خلافت اسلامى بشوراند ، آنگاه در برابر ديدگان صحابه و تابعين به خانهء خليفه يورش آورند و او را به قتل برسانند . عقل اين را نمىپذيرد ، هرچند آمادهء پذيرفتن پديدههاى عجيب و غريب باشد ! اين قصّه كرامت مسلمانان و صحابه و تابعين را نيز زير سؤال مىبرد و آنان را به صورت گروهى ساده ترسيم مىكند كه فريب يك يهودى نيرنگ باز را كه تظاهر به مسلمانى مىكند بخورند ، بى آنكه او را بشناسند ، در حالى كه ميان مسلمانان ، بزرگان و آگاهان و انديشمندان حضور داشتند . 2 . بررسى سيرهء عثمان و معاويه نشان مىدهد كه آنان هرگز اجازه نمىدادند كه مخالفانشان در مناطق اسلامى بگردند و تبليغات عليه آنان انجام دهند . گواه اين نكته اين است كه : أ : چون ابوذر با عثمان مخالفت كرد ، او را از مدينه به ربذه تبعيد نمود ، زيرا كه در مورد تقسيم غنايم و بيت المال ميان عمو زادگانش ، به عثمان اعتراض كرد . ب : عثمان ، عمار ياسر را چنان زد كه فتق او پاره شد و عوامل عثمان يكى از دندههاى او را شكستند . « 1 » و حوادث ديگرى كه عليه مخالفان خلافت و معترضان پيش
--> ( 1 ) . استيعاب : ج 2 ، ص 422